گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم .
گفتم:کجا ؟
گفت : رو قلبت .
گفتم مگه مي توني ؟
گفت : آره سخت نيست ، آسونه.
گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه.
يه خنجر برداشت .
گفتم اين چيه ؟
گفت : سيسسسسس.
ساکت شدم .
گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي .
خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت .
دوست دارم ديوونه.
اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم .
اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده.
دوست دارم ديوونه .
تقدیم به عاطفه جان
نمیدانم در کدامین بیراهه زندگی دستانت را رها کردم که اکنون در پی موج
اشکهایم دستانم تمنای دستانت را دارد
بهاری گذشت از خزان زندگی مان
دل تبدارمان رو به سردی گذاشت و چند صباحی ست از بی وفایی تبدیل به
یخ شد.
بـــــــــــی وفا،مهربــــــــان مــــــــن !
می دانی هنوز هم یادت همدم تنهایی هایم است
؟؟؟
از آسمان پر ستاره آن شبها تا بی ستاره ترین نقطه آسمان امشب ،لحظه
ای یادت از یادم نرفت.
یک لحظه بود یکی شدنمان و بعد از آن سالها دوریست.
بی تو من خیلی غریبم
بـــردی مرا از یادت به سادگی فراموش کردن
خدای من هم روزی روی بال قاصدکهایم نوشته هایم را میخواند.
در خواب هم نمی دیدم که نوشتن از تو اینقدر دشوار باشد
هم صدای من! تو روزی قلم من برای نوشتن بودی
و حال که جرات نوشتن را پیدا کردم باز هم تو به یاری ام آمدی
چرا که من بی تو دلیلی برای نوشتن ندارم
کهنه صدای آشنای من!
مرا با ترانه هایت به اوج پرواز ببر
بیا دیگه وقتِ موندنه
معنای تنهایی ما جدایی بود نه دوستی
نو بهار خزان شده!
بیا تا برایت قصه ی تنهایی ام را از دوری ات بگویم
تقدیم به سعید خوبم
آره خودمم عاطفه. به اندازه ی همه ی آسمون خوشحالم که امشب وقت شد بیام بعد از مدتها آپ کنم
توی این مدت که نبودم خیلی چیزا برام عوض شده و امشب با یه روحیه ی توپ اومدم پیشتون.
تا جایی که بتونم امشب به همتون سر میزنم . از سعیدجون هم به خاطر آپهایی که زحمت کشید تشکر
میکنم و همین طور از شما دوستای خوبم که سکوت ستاره رو تنها نزاشتید و همراش بودید.
قربون تک تک شما دوستای خوشکلم برم
مواظب خودتون باشید ( عاطفه )
اگه بی پناه شدی . اگه دلت گرفت . اگه شکست .
اگه تنها موندی . اگه اشکات سرازیر شدن .
اون موقع است که خدا عاشقت شده
اگه دستت رو نگرفت و باز هم احساس تنهایی کردی
اون لحظه است که داری به خوشبختی نزدیک میشی .
ولی حیف که نمیدونی....
چشای من همش تو انتظاره منتظر عبور یه ستاره
یه همسفر که از صدای قلبم پاهاشو رو چسای من بزاره
برده منو به قلب آسمون ها اون جایی که صداقت لونه داره
شاید بشه تو قعر آسمون ها کلبه ای از مهرو صفا بسازه
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مکن تا نکَني بنيادم
مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم
زلف را حلقه مکن تا نکُني در بندم
طره را تاب مده تا ندهي بر بادم
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نکني ناشادم
رخ برافروز که فارغ کني از برگ گُلم
قد برافراز که از سرو کني آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را
ياد هر قوم مکن تا نروي از يادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شيرين منما تا نکني فرهادم
رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روي
من از آن روز که در بند توام آزادم
حافظ
نمیدونم باید از کجا شروع کنم به نوشتن . اما میخوام بنویسم
برام مهم نیست کسی بیاد و اینا رو بخونه یا نه .
برام مهم نیست .....
دیگه خسته شدم و بریدم از همه حتی از سکوت ستاره که یک روز همه ی
دلخوشی من بود که میتونست منو از این ادمای ....دور کنه.
احساس بدی دارم اخه چرا باید همین روزای اول سال جدید من این طوری باشم.
دلم میخواست امسالو طوری شروع کنم که بهترین ساله زندگیم باشه اما نشد .
نمیدونم چرا امشب دارم اینجا برای هیچ کس مینویسم.
نمیدونم چرا دلم برای دلتنگیهام برای تنهاییهام تنگ شده .
دلم برای خودم و اون روزایی که اینجا توی بدترین شرایط مینوشتم تنگ شده.
اون روزا منو ستاره هام خیلی تنها بودیم
اونقدر تنها که با هم حرف میزدیم و از سکوت هم لذت می بردیم.
اما حالا دیگه از اون روزها خبری نیست .
حالا من کلی دوست دارم کلی رفیق
که نمیدونم واقعا دلشون به حالم میسوزه یا نه فقط میان
نظر میدن تا من هم بهشون سر بزنم و نظر بدم.
دلم به حال همه ی ادما میسوزه ادمهایی که نمیدونن چرا زنده هستند
و نمیدونند دوستی یعنی چی؟
دلم به حال خودم میسوزه که نمیدونم باید چیکار کنم .
کاش یه دوستی اینجا وجود داشت تا میتونست ازم بپرسه
دارم چه بلایی سر خودم میارم اما میدونم همه خودشون انقدر درد دارن
که درد منو امثال من به اونا ربطی نداره .
امشب به یاد جمله ی برادرم افتادم که همیشه میگه
"روزگار بر خلاف ارزوهام گذشت"
شاید راست میگه یعنی کاملا درسته
زندگی بر خلاف همه ی رویاهام داره پیش میره
از اینکه اون ادمی که باید باشم نیستم داغون میشم.
از اینکه انقدر گناهکارم گریه م میگیره.
شاید حق من نبود که اینطور بشه.
شاید خدا با بی رحمی این بلا رو سرم اورد
اما بیخیال چون من تا حالا یک بارم از خدام نپرسیدم چرا؟؟؟؟
شاید قشنگه که ادما یه وقتایی به خواسته هاشون نرسند و
یه وقتایی ارزوشونو از دست بدن.
*******************************************************
سلام دوستای خوبم
نمیدونم چرا اما امشب از ته دلم اینا رو براتون نوشتم
خواهش میکنم اگه متنو نخوندید نظر ندید .
با حرفها و نصیحتهای خوبتون دوباره زنده م کنید.
دوستدار همه ی شما
عاطفه
user name اون خليي راحته. يوزر نيمش ( ايمان ) . پسوردش ديگه معلومه . دل پاک. شماره تلفن هم نمي خواد فقط بايد حضور دل داشته باشي. دکمه dial رو بزن و connect شو. به خدا آي اس پي خدا نه اشغالي داره نه هيچي . اينو بدونين خدا هيچ وقت بنده اش رو disconnectنمي کنه. فقط کافيه کانکت شين. خدا همه چيز رو براتون آماده مي کنه. چند تا فايل عشق و دوستي و صميميت download کنين. حواستون باشه به خدا متصل اين و سايت هاي بدي و دشمني فيلتر شدن.
خدا هاست مجاني داده. ولي به همه نه. کارت اعتباري نمي خواد ولي ... . بايد کمي خلوص ايمان و دل پاکي داشته باشي.
خيالتون راحت. اينجا هيچ احد و ناسي نمي تونه هکتون کنه. ويروس هم نيست. ولي بايد قبلش يک آنتي ويروس رو بريزين رو هارد دلتون. اون آنتي ويروس نمازه. البته دانلودش رو تو سايت قرآن مجاني گذاشتن ولي اگر دانلودش کني از ويروس بدي و شر و دشمني و ... در اماني .
خدا بزرگترين هکر و ويروس نويسنده رو مي شناسه. ((( شيطان ))) . البته اگر اون آنتي ويروس رو نصب کني شيطان هيچ غلطي نمي تونه بکنه.
برين تو قسمت search . اين عبارات رو سرچ کنيد : خوبي + دوستي + عشق + زندگي . مي بينيد چه ليست بزرگي بهتون مي ده. ولي حالا سرچ کنيد : بدي + دشمني + نفرت . the url can not find مي ده. آخه اينا اصلا وجود ندارن اينجا.
خيلي گذشته . مي خواي disconnect کني اما دلت نمي خواد . دوست داري بازم online باشي
تو يه مسافر، يه غريبه، يه اسيری
من يه پرنده، يه پرستو، تو كويری
تو يه عبوري، از مسير عمر عاشق
من يه حضورم، مثل چند روز شقايق
من يه پرنده، يه پرستو تو كويرم
تو يه درختي، سر راهم كه نميرم
تو يه اسيري، توي شعر عاشقونه
من يه غريبم، غريب بي نشونه
دلشده هستم، همه جا دلشدهي تو
گمشده هستم، همه سو گمشدهي تو
سعید

بی تو خاموشم چنان مرداب ها . 
خدایا وحشت تنهاییم کشت
کسی با قصه ی من آشنا نیست
در این عالم ندارم هم زبانی
به صد اندوه مینالم روا نیست
شبم طی شد کسی بر در نکوبید
به بالینم چراغی کس نیفروخت
نیآمد ماهتابم بر لب بام
دلم از این همه بیگانگی سوخت
عاطفه
من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستیم یک قلب پاک است که آن را زیر پایت می گزارم
تقدیم به عاطفه جان
سلام من سعید هستم همکار جدید عاطفه جان
اامیدوارم بتونیم با هم دیگه این وبلاگ رو روز به روز بهتر اداره کنیم

با سکوتی تلخ برای نازنینی می نویسم
که دیروز عاشقیمان مرا بیش از غرورش دوست می داشت
اما امروز عاشقی که بالا رفتن از صخره ها کمی دشوارتر است
غرورش را بیش از من دوست دارد.



سلام دوستای خوبم
خوشحالم بازم تونستم اپ کنم
۲ ساعت دیگه عیده
امیدوارم سال خوبی داشته باشین
و سر سفره های هفت سینتون ما رو هم دعا کنید
سال ۸۵ که اصلا برای من سال خوبی نبود
امیدوارم سال جدید هم برای شما و هم برای خودم خوب باشه
تا سال جدید خداحافظ
و آسمون دلتون ستاره بارون

آرشيو موضوعی
نوشته های من
نويسندگان
عشق در همین نزدیکیست /امین
حرفای دل /مهدی
عشق در بود ارامش /منصور
اگه هم صدام بودی /سید جعفر
کسی که مثل هیچ کس نیست /آزاده
ساده ام مثل سایه /امیر
شبهای بارانی من /سوگل
بی عشق / پیام
نگاه شیرین /امید
خاطره های مرده /امید
تنهاترین تنها ها /ایمان
نقطه پایان /غریبه
خلوت شبهای تنهایی /لیدا
تنها دلیل برای بودن /سارا
سکوت /حسین
ناله های بی کسی / امید
اتوبان /حسن
من و تو /من
تمام هستی من /اگرین
متاسفم دل من /عبدالله
اسیر تنهایی . غربت غم /مهدی
خانه نیلوفری /نادیا
منم خدایی دارم
میمرم برات /حسین
روزهای عمر من /وحید
برایم بمان /سمیرا
سکوت شیشه ای /محمدرضا
تن زخمی زیر بارون دیگه مرحمی نداره /محمود
دریا /مهدی
زندگی بدون عشق را هرگز باور نکن
محمد یه عاشق بی قرار
دنیا واسه هر دو تامون قشنگه/ ایندو
لیوان شکسته من/میثم
عاشقان مرده/حمید